سيد علي اكبر قرشي

296

قاموس قرآن ( فارسي )

ميان گلى بخصوص بود ، پس جاى سلَّول در اول گل و لجن بود . و در خلقت دوم جاى آن منى است مثل * ( « خَلَقَ الإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ » ) * علق : 2 . بنا بر آنكه علق جمع علقه بمعنى كرم و زالو است رجوع شود به « آدم » . در نهج - البلاغه خطبهء 161 راجع به دو نوع خلقت فرموده « بدئت من سلالة من طين . و وضعت فى قرار مكين . الى قدر معلوم » . سلم : ( مثل فلس ) و سلامت و سلام يعنى كنار بودن از آفات ظاهرى و باطنى . ( راغب ) در اقرب آمده : « سلم من العيوب و الآفات سلاما و سلامة » يعنى از بلايا و عيبها نجات يافت و كنار شد . مثل * ( « إِذْ جاءَ رَبَّه بِقَلْبٍ سَلِيمٍ » ) * صافات : 84 . كه در سلامت باطن است قلب سليم آنست كه از شك و حسد و كفر و غيره سالم و كنار باشد . و مثل * ( « مُسَلَّمَةٌ لا شِيَةَ فِيها . . . » ) * بقره : 71 . از عيوب سلامت است و خالى در آن نيست كه مراد از آن سلامت ظاهرى است . سلام . يك دفعه سلام خارجى است بمعنى سلامت مثل * ( « ادْخُلُوها بِسَلامٍ ذلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ » ) * ق : 34 . بسلامت وارد بهشت شويد . آن روز خلود است . و مثل * ( « يا نارُ كُونِي بَرْداً وَسَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ » ) * انبياء : 69 . سلام بودن آتش بى حرارت و بى سوزش بودن آنست نسبت بابراهيم عليه السّلام . و ايضا * ( « يَهْدِي بِه الله مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَه سُبُلَ السَّلامِ . . . » ) * مائده : 16 . * ( « لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ . . . » ) * انعام : 127 . كه همهء اينها بمعنى سلامت و سلام خارجى است . يك دفعه سلام قولى است مثل * ( « وَإِذا جاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآياتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ . . . » ) * انعام : 54 . * ( « وَنادَوْا أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ . . . » ) * اعراف : 46 . سلام قولى در اسلام همين است و آن دعا و خواستن سلامت از خداوند به شخص است سلام عليكم يعنى سلامت باد از خدا بر شما و چون از جانب خداست لذا تحيّتى است از خدا و با بركت و پاك و دلچسب است * ( « فَسَلِّمُوا ) *